|
سلام دوستای مهربون بازم اومدم ولی این بار باره آخره
فقط اومدم که ا زهمه دوستایی که به وبلاگ من سر میزدن و برام نظر میدادن تشکر کنم دو روزه نوبت صحبت عزیز دار رهی که هر که رفت از این ره دگر نمی آید و از دوست مهربوونم که بهم کمک کرد تا این وبلاگو درست کنم تشکر میکنم گر یه نفست ز زندگانی گذرد مگذار که جز به شادمانی گذرد فقط دوست داشتم با این وبلاگ مهربونی رو تو دلای شما زنده کنم و یاد آور کنم که اون بالاییه از همه مهربون تره اونو هیچ وقت فراموش نکنید احساس کردم که حرف زدن درباره با خدا بهتر از صحبت کردن درباره اوست (سنت توزا آنتونی) فقط اومدم چند تا شعر قشنگ بنویسم : با تو بوده ام همیشه و هر جا با تو نفس کشیده ام با چشمان تو دیده ام مرا از تو گریزی نیست چنان که رو ح رااز جسم و زمین را از آسمان و درخت را از آفتاب تو دلیل حیات من بوده و هستی و چنان با این دلیل زیسته ام که باور کرده ام علت بودن من تو هستی پاسخ من با آغاز و پایان زندگی این است " همیشه با تو " بسراغ تو شبی می آیم می آیم با دو صد بوسه نو با دو صد رازو نیاز بسراغ تو شبی می آیم می آیم با دلی خسته ز درد با غم و غصه زیاد من به دیدار تو باز می آیم با نسیمی آروم پره از عطره بهارمن بدیدار تو باز می آیم با دلی خسته ز درد دور از این رنگ و ریا می دهم دل به قصه تو قصه غصه تنهایی تو می کشد حادثه های تو به دوش خسته از دوری و تنهایی تو بسراغ تو شبی می آیم به قول معروف باید بگم نیومده رفتیم ولی بدونید هیچ وقت دوستای مهربونمو فراموش نمی کنم اونقدر خوب و عزیز که به هنگام وداع حیفم آید که ترا دست خدا بسپارم و حرف آخر: " از من رمقی به سعی ساق یمانده است وز صحبت خلق بی وفایی مانده است از باده نوشین قدحی بیش نماند از عمر ندانم که چه باقی مانده است " + نوشته شده در شنبه 21 بهمن1385 3:53 PM توسط محدثه |
|