|
سلام من بازم اومدم این دفعه یه چیزی یادم افتاده که می خوام واستون بنویسم داستان نیست یه واقعیته امیدوارم که شما آدما جز کسایی نباشید که این حرف من در موردشون صدق می کنه یه دفعه من من با یه دختری حرف می زدم خیلی شاکی بوود همش می خواست بگه که مسلمونی یعنی چه؟ منم که این موقع ها حس فضولیم گل میکنه رفته بفهمم مشکل این خانوم ا زکجاست؟ می دونین چی میگفت :میگفت آدمای الان که زبونن میگن مسلمونن و هیچ بویی از مسلمونی نبردم یعنی کارشون مخالفه مسلمونی و اعتقادشونه واقعا هم راست می گفت و من هم حرفشو تصدیق میکنم ولی از این حرفش دلخوور شدم که همه با هم می سنجید (فقط امیدوارم که راضی باشه که من اینجا دربارش می نویسم بعد هم به دختره نامردی می کنه و میذاره میره و با یکی دیگه ازدواج می کنه البته من اینجا اضافه کنم که اون فقط از این مورد ناراحت نبود یه اتفاق دیگه هم ببراش افتاده بوود که اصلا به ماجرای عاطفی ربطی نداشته ولی کلا حرف دلش این بود که آدمایی که ادعای مسلمونی میکنن چرا باید بدترین کارا کنن و اسم خودشونم مسلمون بذارن می دونید چیه من در این مورد زیاد فکر کردم مشکل جامعه ما اینه که تا بدنیا میای تو گوشت اذان میخونن بهت می گن مسلمونی در حالی تو هیچ چیز از مسلمونی سرت نمیشه بزرگ میشه به سن تکلیف میرسی بهت میگن نماز بخون ولی نمیگن چرا؟ چرا خارجی ها وقتی مسلمون می شم از همین مسلمونای ایرونی بهتر میشن حجابشونو از همین آدما بهتر رعایت میکنن میدونید چرا؟ چون اونا به یه درک درستی از اسلام رسیدن ولی ما اصلا نمی دونیم اسلام چیه تازه بعد از یه عمر که اسممون مسلمون بووده باید بریم دنبالش امیدوارم همتون این جوری نباشید اگه هم واقعا ادعای مسلمونی میکنی بریم دنبال اینکه اسلام اصلا چیه؟ من خودمم همین طوریم تازه بعد از این سال ها تازه یادم افتاده که برم سراغ دینم واینکه اگه یکی ازم پرسید مسلمونی و از اسلام چی میدونی یه حرفی داشته باشم بهش بگم اینم یه حرف دیگه از دل کوچولوی من می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند + نوشته شده در جمعه 22 دی1385 9:14 PM توسط محدثه |
|