|
سلام بازم من اومدم با اینکه هنوز نصف امتحانام مونده ولی دوست دارم بیام و برای شما دوستای عزیز آپ کنم دردا و دریغا که در این بازی خونین بازیچه ایام دل ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی دردی است در این سینه که همزاد جهان است از دادو وداد آن همه گفتند و نکردند یا رب چقدر فاصله دست و زبان است " هوشنگ ابتهاج " یکدیگر را دوست بدارید اما از عشق زنجیر نسازید بگذارید عشق همچون دریایی مواج در میان ساحل جانتان درتموج و اهتزار باشد جامهای یکدیگر را پر کنید اما از یک جام ننوشید به شادمانی با هم برقصید و آواز بخوانید اما بگذارید هر یک برای خود تنها باشد دلهایتان را به هم بسپارید اما به اسارت یکدیگر ندهید زیرا تنها دست زندگی است که می تواند دل های شما را در کنا رهم نگه دارد در کنار یکدیگر بایستید اما نه بسیار نردیک ازآنکه ستون ها ی معبد به جدایی بار بهتر کشند " جبران خلیل جبران " + نوشته شده در شنبه 30 دی1385 2:10 PM توسط محدثه |
سلام به دوستای مهربونم حافظ شیرین کلام میگه: ای خوش آن ساقی که مارا جام بیهوشی دهد تا ز غم ها یک نفس مارا فراموشی دهد ای کاش همچین چیزی وجود داشت و همچین ساقی هم موجود بوود اونوقت چی می شد منم الان به یه همچین ساقی احتیاج دارم که بیاد و همه دردامو ازم بگیره غم در دل تنگ من ا زآن است که نیست یک دوست که با او غم دل بتوان گفت خوش باشید دوستای
+ نوشته شده در سه شنبه 26 دی1385 5:5 PM توسط محدثه
سلام من بازم اومدم این دفعه یه چیزی یادم افتاده که می خوام واستون بنویسم داستان نیست یه واقعیته امیدوارم که شما آدما جز کسایی نباشید که این حرف من در موردشون صدق می کنه یه دفعه من من با یه دختری حرف می زدم خیلی شاکی بوود همش می خواست بگه که مسلمونی یعنی چه؟ منم که این موقع ها حس فضولیم گل میکنه رفته بفهمم مشکل این خانوم ا زکجاست؟ می دونین چی میگفت :میگفت آدمای الان که زبونن میگن مسلمونن و هیچ بویی از مسلمونی نبردم یعنی کارشون مخالفه مسلمونی و اعتقادشونه واقعا هم راست می گفت و من هم حرفشو تصدیق میکنم ولی از این حرفش دلخوور شدم که همه با هم می سنجید (فقط امیدوارم که راضی باشه که من اینجا دربارش می نویسم بعد هم به دختره نامردی می کنه و میذاره میره و با یکی دیگه ازدواج می کنه البته من اینجا اضافه کنم که اون فقط از این مورد ناراحت نبود یه اتفاق دیگه هم ببراش افتاده بوود که اصلا به ماجرای عاطفی ربطی نداشته ولی کلا حرف دلش این بود که آدمایی که ادعای مسلمونی میکنن چرا باید بدترین کارا کنن و اسم خودشونم مسلمون بذارن می دونید چیه من در این مورد زیاد فکر کردم مشکل جامعه ما اینه که تا بدنیا میای تو گوشت اذان میخونن بهت می گن مسلمونی در حالی تو هیچ چیز از مسلمونی سرت نمیشه بزرگ میشه به سن تکلیف میرسی بهت میگن نماز بخون ولی نمیگن چرا؟ چرا خارجی ها وقتی مسلمون می شم از همین مسلمونای ایرونی بهتر میشن حجابشونو از همین آدما بهتر رعایت میکنن میدونید چرا؟ چون اونا به یه درک درستی از اسلام رسیدن ولی ما اصلا نمی دونیم اسلام چیه تازه بعد از یه عمر که اسممون مسلمون بووده باید بریم دنبالش امیدوارم همتون این جوری نباشید اگه هم واقعا ادعای مسلمونی میکنی بریم دنبال اینکه اسلام اصلا چیه؟ من خودمم همین طوریم تازه بعد از این سال ها تازه یادم افتاده که برم سراغ دینم واینکه اگه یکی ازم پرسید مسلمونی و از اسلام چی میدونی یه حرفی داشته باشم بهش بگم اینم یه حرف دیگه از دل کوچولوی من می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند + نوشته شده در جمعه 22 دی1385 9:14 PM توسط محدثه |
سلام دوستای مهربون من این امتحانای بی مروت بازم سرو کلشون پیدا شده منم مجبورم بشینم سرشونو تا اینکه یه نمره درستو حسابی بگیرم برای همینم یه چند روزی نمیام حدود یه هفته ولی مطمئن باشید میام و نظر های زیباتونو می خونم ولی اگه وقت نشد بهتون سر بزنم به مهربونی خودتون ببخشید دیگه راستی عیدتون هم مبارک + نوشته شده در دوشنبه 18 دی1385 4:14 PM توسط محدثه
سلام امروز فقط می خوام بنویسم از اون چیزایی که تو این مدت دیدم و شنیدم و اون دلیلی که منو وداشت تا درباره مهربونی وبلاگی درست کنم البته شاید واسه کسی مهم نباشه ولی شاید از حرفای من شما یه چیزایی رو بفهمین که بعدا به دردتون بخوره اول از همه درباره خودم میگم :از اینکه به نظر خودم داشتم به یه بنده خدایی مهربونی میکردم که بعد از مدتی فهمیدم که این مهربونی از صد تا نامردی بدتر بوود هم واسه من هم واسه اون و از یه طرفی هم فکر میکنم که از مهربونیم سو استفاده شده نمی دونم وا... فکر نکنید دارم چرت و پرت می گم تا حالا شده شما بدون اینکه چیزی به دست بیارید به بقیه آدما مهربونی کنید من همیشه سعی کردم بدون هیچ چشم داشتی به همه مهربونی کنم شاید به نظر بعضی ها اصلا ممکن نباشه ولی هست بالاتر از همه مهربونا اون که اون بالاست و داره به همه ما آدمای خاکی بی هیچ چشم داشتی مهربونی میکنه به نظر شما خدا از مهربونی کردن چیزی بهش میرسه ؟! منم وقتی اونو می بینم که این همه مهربونی رو بی دریغ به من و بقیه بنده هاش میکنه و از این فکر خجالت می کشم که واسه مهربونی قیمتی تعیین کنم واز اینکه آدمای رو دورو بر خودم میبینم که از روی محبت به دیگرون مهربونی میکنن ولی جوابشون با بدی داده میشه اعصابم خورد میشه نگین مهربونی هست مهربونی اونقدر کمرنگ شده که وقتی یکی به دیگری محبت و مهربونی می کنه جوابشو با بدی میدن یا فکر می کنن طرف وظیفشه بعضی وقتا فکر می کنم آدما وقتی لیاقت ندارن چرا بهشون مهربونی کنیم بعصی وفتا هم میگم شاید وظیفه منه که مهربونی رو تو دلشان زنده کنم امیدوارم از اینکه این چیزا رو خوندین خسته نشده باشید و اینکه مهربونی همیشه تو دلاتون باشه و هیچ وقت هم روش خاک نخوره زندگی با من کینه داشت.......من به زندگی لبخند زدم خاک با من دشمن بود ..........من بر خاک خفتم چرا که زندگی سیاهی نیست من ستاره را یافتم من خوبی را یافتم نگاه کن با من بمان دلم می خواهد مثل تو باشم و برای همین راست میگویم
+ نوشته شده در شنبه 16 دی1385 11:43 AM توسط محدثه |
سلام به دوستان عزیزم
من بازم این دفعه با تاخیر شد یه ذره کارام زیاد شده دیر به دیر آپ می کنم د رهر صورت ببخشید اول ازهمه میخوام یه شعر بنویسم از رهی معیری (خیلی باهاله البته واسه خانوما) آن شنیدستم که در میدان کورس بانوان چابک سواری می کنند مردکی گفت که زن ها بی ثمر سوی میدان رهسپاری می کنند چون ز آداب سواری عاریند بهره خود شرمساری می کنند گفتمش بر دوش مردان سالهاست کین جماعت خر سواری می کنند من آدم فمنیستی نیستم فقط دیدم یه شعر باهال هست خوشم اومد نوشتمش اما یادآور شم که طرفدار حق هستم بخصوص که حق خانوما هم پایمال بشه راستی یه سوال نوک زبونمه می خوام بپرسم امیدوارم هر کی که پست این دفعرو خوند به سوال من جواب بده : "می خوام بدونم به نظر شما مهربونی یه چی می گن و مهربون ترین آدم کیه ؟و یا اصلا مهربونی بین این آدمای خاکی پیدا می شه یا باید تو آسمونا دنبالش گشت " آپ این دفعم کوتاه و مختصر بوود ولی سعی می کنم از این به بعد زود به زود آپ شم راستی جمله ازحضرت علی داشت یادم می رفت اینم در مورد بانوان گرامی است نمیدونم چرا امروز به این موضوع گیر دادم دست خودم نیست فلبداهه بود "آن روزگاران که ما سرباز بودم و زنان بت پرست مارا با شنیع تزین لحنی دشنام میدادند ولی رسول اکرم دستور می فرمود که آن همه وقحت را با خونسردی بپذیریم و ا زحرمت زنان نکاهیم " علی یارتون تا بعد + نوشته شده در جمعه 8 دی1385 10:10 PM توسط محدثه |
|